پایگاه بسیج شهدای هجرت مسجد جامع مهرشهر کرج
با ولایت زنده ایم تا زنده ایم رزمنده ایم

بزرگ مرد تاریخ

گوگل
لینک

لوگوی دوستان



گنجینه احادیث

موضوع: مسجد جامع مهرشهر کرج
مراسم پر فیض دعای ندبه

جمعه ها :  ساعت 7 صبح

مکان : مسجد جامع مهرشهر کرج




تاریخ انتشار پنجشنبه 31 فروردین 1391 نوشته حاج مهرداد صفاران
موضوع: آشنایی با علماء و بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی ایران

هو الهادی

سید مهدی قوام و زن روسپی, قم,

چراغ‌های مسجد دسته دسته روشن می‌شوند. الحمدلله، ده شب مجلس با آبروداری برگزار شد.

آقا سید مهدی که از پله‌های منبر پایین می‌آید، حاج شمس‌الدین ـ بانی مجلس ـ هم کم کم از میان جمعیت راه باز می‌کند تا برسد بهش.

جمعیت هم همینطور که سلام می‌کنند راه باز می‌کنند تا دم در مسجد.

وقت خداحافظی، حاجی دست می کند جیب کتش…
آقا سید، ناقابل، اجرتون با صاحب اصلی محفل…
دست شما درد نکند، بزرگوار!

سید پاکت را بدون اینکه حساب کتاب کند، می‌گذار پر قبایش. مدت‌ها بود که دخل را سپرده بود دست دیگری!

آقا سید، حاج مرشد شما رو تا دم در منزل همراهی می‌کنن…

حاج مرشد، پیرمرد ۵۰ ، ۶۰ ساله، لبخندزنان نزدیک می‌شود. التماس دعای حاج شمس و راهی راه…*زن، خیلی جوان نبود. اما هنوز سن میانسالی‌اش هم نرسیده بود. مضطرب، این طرف آن طرف را نگاه می‌کرد.

زیر تیر چراغ برق خیابان لاله زار، جوراب شلواری توری، رنگ تند لب‌ها، گیس‌های پریشان… رنگ دیگری به خود گرفته بود.

دوره و زمونه‌ای نبود که معترضش بشوند…*حاج مرشد!
جانم آقا سید؟

آنجا را می‌بینی؟ آن خانم…
حاجی که انگار تازه حواسش جمع آن طرف خیابان شده بود، زود سرش را انداخت پایین.
استغفرالله ربی و اتوب‌الیه…

سید انگار فکرش جای دیگری است…
حاجی، برو صدایش کن بیاید اینجا.

حاج مرشد انگار که درست نشنیده باشد، تند به سیدمهدی نگاه می‌کند:

حاج آقا، یعنی قباحت نداره؟! من پیرمرد و شمای سید اولاد پیغمبر! این وقت شب… یکی ببیند نمی‌گوید اینها با این فاحشه چه کار دارند؟

سبحان الله…

سید مکثی می‌کند.
بزرگواری کنید و ایشون رو صدا کنید. به ما نمی‌خورد مشتری باشیم؟!
حاج مرشد، بالاخره با اکراه راضی می‌شود. اینبار، او مضطرب این طرف و آن طرف را نگاه می‌کند و سمت زن می‌رود.

زن که انگار تازه حواسش جمع آنها شده، کمی خودش را جمع و جور می‌کند.
به قیافه‌شان که نمی‌خورد مشتری باشند! حاج مرشد، کماکان زیرلب استفرالله می‌گوید.
- خانم! بروید آنجا! پیش آن آقاسید. باهاتان کاری دارند.

زن، با تردید، راه می‌افتد.
حاج مرشد، همانجا می‌ایستد. می‌ترسد از مشایعت آن زن!…
زن چیزی نمی‌گوید. سکوت کرده. مشتری اگر مشتری باشد، خودش…
دخترم! این وقت شب، ایستاده‌اید کنار خیابان که چه بشود؟

شاید زن، کمی فهمیده باشد! کلماتش قدری هوای درد دل دارد، همچون چشم‌هایش که قدری هوای باران:

حاج آقا! به خدا مجبورم! احتیاج دارم…
سید؛ ولی مشتری بود!
پاکت را بیرون می‌آورد و سمت زن می‌گیرد:

این، مال صاحب اصلی محفل است! من هم نشمرده‌ام. مال امام حسین(ع) است…
تا وقتی که تمام نشده، کنار خیابان نه ایست!…

سید به حاجی ملحق می‌شود و دور…
انگار باران چشم‌های زن، تمامی ندارد…*چندسال بعد…نمی‌دانم چندسال… حرم صاحب اصلی محفل!

سید، دست به سینه از رواق خارج می‌شود. زیر لب همینجور سلام می‌دهد و دور می‌شود. به در صحن که می‌رسد،
نگاهش به نگاه مرد گره می‌خورد و زنی به شدت محجوب که کنارش ایستاده.

مرد که انگار مدت مدیدی است سید را می‌پاییده، نزدیک می‌آید و عرض ادبی.
زن بنده می‌خواهد سلامی عرض کند.

مرد که دورتر می‌ایستد، زن نزدیک می‌آید و کمی نقاب از صورتش بر می‌گیرد
که سید صدایش را بهتر بشنود. صدا، همان صدای خیابان لاله زار است و همان بغض:

آقا سید! من را نشناختید؟ یادتان می‌آید که یکبار، برای همیشه دکان مرا تعطیل کردید؟ همان پاکت…

آقا سید! من دیگر… خوب شده‌ام!
این بار، نوبت باران چشمان سید است…

پ.ن: سید مهدی قوام ـ از روحانی های اخلاقی دهه ۴۰ تهران ـ یکی تعریف می‌کرد: روزی که پیکر سید مهدی قوام را آوردند قم که دفن کنند،

به اندازه‌ی دو تا صحن بزرگ حرم حضرت معصومه کلاه شاپویی و لنگ به دست آمده بودند و صحن را پر کرده بودند.

زار زار گریه می‌کردند و سرشان را می‌کوبیدند به تابوت…


تاریخ انتشار یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 نوشته حاج مهرداد صفاران
موضوع: آشنایی با علماء و بزرگان تشیع و انقلاب اسلامی ایران

ماجرای ملاقات شهرام جزایری با آیت الله العظمی بهجت (رحمت الله علیه)/

روزى شهرام جزایرى، بر اساس ارتباطهایى که ایجاد کرده بود از فرزند آیت اللّه بهجت درخواست ملاقات با آقا را داشت. اما وقتى این جریان به اطلاع حضرت آیت اللّه بهجت رسید ایشان مخالفت کرد.شهرام جزایرى با طرح ترفندى، روزى به مقابل مسجد حضرت آیت اللّه بهجت در قم مى رود تا…

حجت الاسلام غلامى، از اعضاى سابق دفتر حضرت آیت اللّه بهجت(ره) نقل کردند: روزى شهرام جزایرى، بر اساس ارتباطهایى که ایجاد کرده بود از فرزند آیت اللّه بهجت درخواست ملاقات با آقا را داشت. اما وقتى این جریان به اطلاع حضرت آیت اللّه بهجت رسید ایشان مخالفت کرد.

شهرام جزایرى با طرح ترفندى، روزى به مقابل مسجد حضرت آیت اللّه بهجت در قم مى رود تا وقتى که حضرت آقا از نماز فارغ مى شوند، از فرصت استفاده کند و وارد دفتر یا منزل آقا شود و ملاقاتى انجام دهد. به همین منظور بیرون مسجد منتظر مى ماند تا نمازتمام شود و آقا از مسجد بیرون بیایند.

حضرت آیت اللّه بهجت همیشه سرشان پایین بود و به کسى نگاه نمى کردند. وقتى از مسجدخارج شدند، یکى از دوستان و نزدیکان شهرام جزایرى به آیت اللّه بهجت نزدیک شد و به آقا گفت:

حضرت آیت اللّه؛ آقاى شهرام جزایرى از تجار خیّر تهران هستند و فعالیت هاى خیریه فراوانى انجام مى دهند و براى عرض ارادت و دست بوسى خدمت رسیده اند،در این هنگام آقا سر مبارک را بالا گرفتند و به شهرام جزایرى نگاهى کردند و فرمودند: برو و از کارهاى خیرى که انجام داده اى توبه کن!



تاریخ انتشار یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 نوشته حاج مهرداد صفاران
موضوع: عقیدتی و احکام

نماز حاجت,نحوه خواندن نماز حاجت,طریق نماز حاجت 
خواندن

 

 مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قمی رحمت الله علیه به نقل از عالم جلیل القدر شیعه ،نماز حاجت منقول از امام صادق علیه السلام مرحوم کلینی صاحب مجموعه ی کتب کافی ، نماز معتبری را از امام صادق روایت می کند

که در این نماز،امام صادق علیه السلام بر ای شخص حاجتمند ، برآورده شدن حاجتش را ضمانت کرده اند .

مرحوم کافی به سند معتبر از عبد الرحیم قصیر روایت کرده است :

عبد الرحیم قصیر گفت :

وارد بر حضرت صادق علیه السلام  شدم و عرض کردم فدایت شوم از پیش خود دعایی اختراع کرده ام .حضرت صادق علیه السلام فرمودند : مرا واگذار از دعایی که اختراع کردی . هرگاه ترا حاجتی رخ داد چنین کن:

پناه ببر به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و دو رکعت نماز بخوان و آنرا هدیه کن به آنحضرت .

عبد الرحیم قصیر می گوید عرض کردم : به چه نحو این نماز را به جا آورم ؟!

امام صادق علیه السلام فرمودند :

1 – ابتدا غسل می کنی

2 – سپس دو رکعت نماز می خوانی همانند نماز صبح در افتتاح و اختتام ( یعنی مثل نماز صبح )

3 – سپس بعد از سلامِ نماز ، این دعا را بخوان :

اَللهم انتَ السَّلامُ و منک السَّلامُ و الیک یرجع السَّلامُ .

بارپروردگارا ! تویی سلام و از جانب توست سلام و سلام به سوی تو بر می گردد .

اللهم صل علی محمد و آل محمد و بَلِّغ روحَ مُحمدٍ مِنّی السَّلامُ و أَرواحَ الائِمةِ الصادقینَ سَلامی

بار پروردگارا ! بر محمد و آل محمد درود فرست و سلام من را به روح حضرت محمد و ارواح امامان راستگو ابلاغ بفرما

وَاردُد عَلیَّ مِنهُمُ السَّلام وَ السَّلامُ علیهِم و رَحمَتُ الله و برکاته .

و برگردان به من جواب سلام ایشان را . و درود و رحمت خداوند بر آنان

اللهم إِنَّ هاتَینِ الرَّکعَتَینِ هِدیَةٌ مِنّی إلی رَسُولِ الله صلی الله علیه و آله .

باپروردگارا ! این دو رکعت {نماز که خواندم}هدیه ای است از جانب من به سوی رسولت که درود بر او و خاندانش باد .

فأثبِنی عَلَیهِما مَا أَمَّلتُکَ وَ رَجَوتُ فیکَ وَ فِی رَسُولـِکَ یا وَلِی المُومِنینَ .

پس برآورده فرما با این دو رکعت آنچه را که امید دارم و از تو از رسولت ای دوستدار مومنین

4 – بعد از خواندن این دعا به سجده می روی و چهل مرتبه می گویی :

یا حَیُّ و یا قَیُّوم

یا حَیّـًا لا یَموُت

یا حَیّـًا لا إِله َ إِلّا أنت

یا ذَالجـَلالِ وَ الإکـرام

یا أَرحَمَ الرَّاحِمــین

5 – سپس جانب راست را به زمین می گذاری و همین دعا را چهل مرتبه می خوانی

6 – سپس جانب چپ را به زمین می گذاری و همین دعا را چهل مرتبه می خوانی .

7 – سپس سر از سجده بر میداری و دست را بلند می کنی و چهل مرتبه این دعا را می خوانی

8 – سپس دستها را بر گردن خود می کذاری و التجا می بری با انگشت شهادت خود و چهل مرتبه این دعا را می خوانی

9 – بعد از اتمام این مراحل ، محاسن خود را با دست چپ در دست می گیری ( بانوان دست بر چانه ی خود ی گذارند ) و گریه میکنی و یا اگر گریه ات نیامد خود را به حالت گریه قرار می دهی

10 – سپس می گویی :

یا محمد یا رسول الله اشکوا الی الله و الیک حاجتی و الی اهل بیتک الراشدین حاجتی و بکم اتوجه الی الله فی حاجتی .

11 – سپس به سجده می روی و آنقدر یا الله می گویی تا نفست قطع شود .

12 – سپس می گویی :

صل علی محمد و آل محمد وَافعَل بِی کذا و کذا ( و به حای کذا و کذا ) حاجت خود را می گویی .

امام صادق علیه السلام فرمودند : من ضامنم بر خدای عزوجل که از جای خود حرکت نکرده ای مگر آنکه حاجت تو بر آورده شود .

راقم سطور فوق می افزاید : این کمترین در سه مرحله این نماز را به جا آوردم و در هر سه مرحله حاجت خود را از درگاه حضرت باری تعالی گرفته ام لکن لازم به ذکر است که خداوند تبارک و تعالی اگر صلاح بنده را در برآورده شدن حاجت در این دنیا نبیند اجر آن را محاسبه نموده و در نامه ی اعمال وی محاسبه خواهد نمود .

منبع:imammahdi.ir



تاریخ انتشار شنبه 30 اردیبهشت 1391 نوشته حاج مهرداد صفاران

اخبار,اخبار جدید,اخبار جالب

 

رییس فراکسیون روحانیون مجلس:

سخنان رییس دولت چوب حراج به حجاب و عفاف بود

از سوی بیگانگان حرکتی سامان شده هدایت می شود که در کشور ما لیبرالیسم فرهنگی حاکم شود و گویا این دولت اصولگرا به این مطلب نرسیده که این لیبرالیسم فرهنگی که دشمن دامن می زند را با صحبت ها و چراغ سبزهاشان دامن نزنند

محمد تقی رهبر رییس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی اعتدال ، گفت: این دولت با عملکردش در بحث حجاب به این موضوع لطمه زد ، آقایان با این حرف هایی که زدند و سخنان آقای احمدی نژاد مبنی بر اینکه گیر به دخترها و پسر ها ندهیم و اینگونه مصاحبه ها ، حجاب را با چالش مواجه کرد ؛ اینها اصلا درک نمی کنند که حرف و دغدغه ما کجاست و بحث دختر و پسر مدرسه ای نیست.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: از سوی بیگانگان حرکتی سامان شده هدایت می شود که در کشور ما لیبرالیسم فرهنگی حاکم شود و گویا این دولت اصولگرا به این مطلب نرسیده که این لیبرالیسم فرهنگی که دشمن دامن می زند را با صحبت ها و چراغ سبزهاشان دامن نزنند ؛ صحبت های رییس دولت در مجلس درباره حجاب ، چوب حراج به حجاب و عفاف بود!

نماینده مردم اصفهان تصریح کرد: متاسفانه بنده به عنوان نماینده ای که شاهد حرف ها و عملکرد ها  بوده ام، می گویم این دولت که برای موضوع حجاب ، عفاف و فرهنگ تقصیر فراوان کرده است ، باید در محضر خدا پاسخگوی کوتاهی و تقصیر های خود باشد.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در خاتمه گفت: مجلس نهم وظیفه دینی و شرعی خود را انجام دهد و به جد پی گیر مساله حجاب شود ؛ مطالبات فرهنگی را پیگیر باشد تا دولتی بر سر کار بیاید که از نگاه لیبرالی عقب بکشد و نگاه ارزشی به مسائل داشته باشد.



تاریخ انتشار شنبه 30 اردیبهشت 1391 نوشته حاج مهرداد صفاران
(صفحات:286)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

مقام معظم رهبری

لوگوی پایگاه بسیج هجرت
نویسندگان
نظرسنجی
صفحات جانبی
Blog Skin